الشيخ محمد هادي اليوسفي الغروي ( مترجم : حسينعلى عربى )

345

موسوعة التاريخ الإسلامي ( تاريخ تحقيقى اسلام ) ( فارسي )

چيزى كه تنها در اين خبر نقل شده ، اين است كه از مدعوين جلسه به بنى هاشم تعبير كرده است نه فرزندان عبد المطلّب . و بهانه را از دست ابن تيميه و امثال او گرفته است كه در اين خبر خدشه كنند و بگويند كه فرزندان عبد المطلّب در آن هنگام به چهل نفر نرسيده بودند . و اين خبر هم همانند خبرهاى سابق با اين تناسب دارد كه جلسه در شعب ابى طالب و بعد از اعلان دعوت باشد نه در هنگام دعوت سرّى و مخفيانه و نه در هنگام ابتداى دعوت عمومى . ( 1 ) طريق سندى اين خبر از على عليه السّلام منحصر به ربيعة بن ناجد نيست و سيد همان طورى كه آن را از سعد السعود روايت كرده است ؛ در الطرف از اعمش هم روايت كرده است . « 1 » و صدوق كه آن را از ابن ناجد روايت كرده است ، همچنين با سندى از أعمش از عبد الله بن حارث بن نوفل از على عليه السّلام روايت كرده است كه آن حضرت عليه السّلام فرمود : هنگامى كه آيهء « وَ أَنْذِرْ عَشِيرَتَكَ الْأَقْرَبِينَ » نازل شد ، رسول الله فرزندان عبد المطلّب را كه در حدود چهل نفر بودند دعوت كرد و فرمود : كدام يك از شما برادر و وارث و وزير و وصى و خليفهء من بعد از من در ميان شما مىشود ؟ اين درخواست را بر يكايك آنها عرضه كرد ، اما همگى از پذيرش آن خوددارى نمودند تا اين كه نزد من آمد و من گفتم : من قبول مىكنم يا رسول اللّه . سپس فرمود : اى فرزندان عبد المطلّب ! اين برادر و وارث و وصىّ و وزير و خليفهء من در ميان شما خواهد بود . پس افراد آن جمع مىخنديدند و با تمسخر به ابو طالب مىگفتند : به تو دستور داد كه از اين بچه اطاعت كنى و حرفش را گوش كنى . « 2 » اين خبر نيز همانند خبرهاى سابق با تشكيل جلسه در شعب و بعد از دعوت عمومى بودن آن تناسب دارد ، نه اين كه با زمان دعوت سرّى و مخفيانه و يا با شروع به دعوت عمومى بلكه در آن گوشه و كنايه به ابو طالب است كه گويى به اين شناخته شده بود كه از رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله حرف شنوى دارد . ( 2 ) سيّد بن طاووس و شيخ صدوق اين خبر را از جهت متن و سند با اختصار ذكر كرده‌اند و شيخ طوسى آن را در أمالىاش به دو طريق به صورت كامل آورده است : كه از ابن عباس از على عليه السّلام روايت شده است كه فرمود : هنگامى كه آيهء « وَ أَنْذِرْ عَشِيرَتَكَ الْأَقْرَبِينَ » بر رسول الله نازل شد ، مرا فراخواند و فرمود : اى على ! خداوند به من دستور داد كه خويشاوندان نزديكم را انذار كنم . اما در راه انجام اين كار با كمى يار و ياور مواجه بودم و مىدانستم كه هرگاه آنها را براى اين كار دعوت كنم ، ناگوارىهايى از سوى آنها خواهيم ديد ، براى همين اين امر را

--> ( 1 ) . الطرف ، ص 7 چنان كه در بحار الانوار ، ج 18 ، ص 179 آمده است : ( 2 ) . علل الشرائع ، ص 203 . همچنين در بحار الانوار ، ج 18 ، ص 178 آمده است .